السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
204
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
آن را « القول الجلى فى فضائل على » ناميدم و در آن چهل حديث مختصر همراه با نسب نقلكنندگان و برخى الفاظ غريب و معانى مشكل آن آوردم . و از خداوند درخواست مىكنم كه پذيرش آن را به من هديه فرمايد و بركت تمسّك به دوستى آلبيت ، بالاترين آرزو را ، روزى فرمايد . » و دهلوى در « رسالة اصول الحديث » و مولوى صديق حسن خان قنوجى در « الحطة في ذكر الصحاح الستة » اين كتاب را از كتابهاى حديثهاى مناقبى كه بزرگان محدّثان تأليف كردهاند ، به شمار آوردهاند . دومى گويد : « حديثهاى مناقب و مثالب ، « علم المناقب » ناميده مىشود و كتابهاى گوناگون متعددى در اين علم است و بعضى از محدّثان ، مناقب بعضى را از بعضى ديگر با قصد خاصّى جداكردهاند به ويژه مناقب خاندان و اصحاب مانند مناقب قريش ، مناقب انصار و مناقب العشرة المبشرة با نام « الرّياض النضرة في مناقب العشرة المبشّرة » از محبّ طبرى ، و ذخائر العقبى في مناقب ذوى القربى ، و حلبة الكميت في مناقب أهل البيت و الديباج في مناقب الأزواج ، و كتابهاى بسيارى كه در مناقب خلفاى راشدين تأليف شده است ؛ مانند : القول الصواب في مناقب عمربنالخطّاب ، و القول الجلى في مناقب على ، و نسائى رسالهاى طولانى در مناقب او دارد و در اثر آن به دست ناصبىهاى شام به شهادت نايل آمد ، به علّت تعصّب و دشمنى بسيار زايد آنان با على . » سيوطى در كتاب « جمع الجوامع » گويد : « من شهر دانشم و على در آن است و هر كسى دانش را خواهد ، بايد نزد آن در بيايد . » حاكم آن را از جابر نقل و پىگيرى كرده است و خطيب هم از ابنعبّاس نقل نموده است . « أنا مدينة العلم و علىّ بابها . » ابونعيم در « المعرفة » از على آورده است . « من شهر دانشم و على در آن است و هر كس دانش را خواهد ، بايد از در آن در بيايد . » طبرانى از ابنعبّاس . » « 1 »
--> ( 1 ) . جمعالجوامع 1 / 388 .